آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 14 روز سن داره
مامانه آنیتامامانه آنیتا، تا این لحظه: 37 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره
بابایه آنیتابابایه آنیتا، تا این لحظه: 43 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
یکی شدنه دلامونیکی شدنه دلامون، تا این لحظه: 17 سال و 6 ماه و 26 روز سن داره

آنيتا عسل مامان و بابا

داستان كوتاه دوستت دارم.... ((حتما بخون))

وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم …صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی… وقتی که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی… وقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم… صبحانه مو آماده کردی و برام آوردی. پیشونیم رو بوسیدی و گفتی بهتره عجله کنی… داره دیرت می شه… وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم… بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری.بعد از کارت زود بیا خونه… وقتی  40 ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گف...
6 شهريور 1392

بون شرح.....................!!

******************* **آنيتا** آنيتاي عزيز و نـــازم             من با تـوســرفـرازم     تـوآیـت خـــدایـــی               مثل فـرشتــه هـایـی     وقتی به روم می خندی        با قهـقهــه با شــادی     غمـو از دلـم می رونی          برام شـادی می آری    خـــداونــــد مهــربـــان        &nb...
6 شهريور 1392

وقتي......................؟؟

وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیر ی توش هست ... وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره ... و قتی کسی را از دست می دی ، حتما لیاقتت را نداشته ...   وقتی تو زندگیت ، زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری ... وقتی بیمار می شی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده ...   وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو نشون بدی... وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می یاد ، حتماً داری امتحان پس می دی... وقتی همه ی درها به روت بسته می شه، حتماً خدا می خواد پاداش بزرگی بابت صبر و شکیبایي بهت بده... وقتی سختی پشت سختی می یاد ،حتماً وقتشه روحت متع...
5 شهريور 1392

دیدن !نه دیدن...!!

اینگونه نگاه کنیم ... مرد را به عقلش نه به ثروتش زن را به وفایش نه به جمالش دوست را به محبتش نه به کلامش عاشق را به صبرش نه به ادعایش ... مال را به برکتش نه به مقدارش خانه را به آرامشش نه به اندازه اش اتومبیل را به کارائیش نه به مدلش غذا را به کیفیتش نه به کمیتش درس را به استادش نه به سختیش دانشمند را به علمش نه به مدرکش مدیر را به عملکردش نه به جایگاهش نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش دل را به پاکیش نه به صاحبش جسم را به سلامتش نه به لاغریش سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش... ...
5 شهريور 1392

خوش شانسي يا بد شانس.....؟

پیــــرمرد روستا زاده اے بود که یک پســـر و یک اسب داشت؛ روزی اسب پیرمرد فــــرار کـــرد، همه همسایه ها بـــرای دلـــداری به خـــانه پیـــرمرد آمدند و گفتند: عجـــب شـــانس بدی آوردی که اسبت فرار کرد!    روستا زاده پیــــر جواب داد: از کـــجا می دانید که ایـــن از خوش شانسی من بـــوده یا از بـــد شانسی ام؟ همسایه ها با تـــعجب جــــواب دادن: خــــوب معلومه که این از بد شانسیه!    هنوز یک هفته از این ماجــــرا نگذشته بـــود که اسب پیــــرمرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه بـــرگشت. این بار همسایه ها بــــراے تبریک نزد پیرمرد آمدند: عجب اقبال بلندی داشتی کـــه اسبت به همراه بیست اسب دیگـــر به خانه بر گشت!  ...
4 شهريور 1392